قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4727

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و هشتاد و يك هجرى [ موافق سال هفتصد و هفتاد و يكّم از رحلت خير البشر ] « 1 » به وقتى كه صاحبقران گيتىستان ، يعنى امير تيمور گوركان در مقابل ارس خان نشسته بود ، يوسف صوفى از غايت كوته‌انديشى فرصت يافته جمعى را به تاخت نواحى بخارا فرستاد . آن حضرت ايلچى [ ى ] نزد او فرستاد كه « با وجود خويشى سبب گستاخى چيست ؟ » آن بىعاقبت ايلچى را محبوس ساخت و ايلچى ديگر به جهت خلاصى ايلچى اول آمده ، او نيز محبوس شد . آن حضرت از اين معنى غضبناك شده با لشكر آراسته متوجه آن طرف شد و امير سيف الدين كه به حج رفته بود در اين وقت به سعادت ملازمت سرافراز شد . و چون نواحى خوارزم محل نزول لشكر ظفر اثر شد ، شهر را محاصره كرده به جهت احتياط حصارى ديگر برافراختند و اطراف و جوانب را مضبوط ساخته هر صبح و شام جنگ مىشد و اطراف ولايت خوارزم بالتمام به تاراج رفت . و يوسف صوفى روزى نوشته [ اى ] بيرون فرستاد كه « تا كى مردم به جهت ما دو كس كشته شوند ؟ مروّت آن است كه ما هر دو با هم جنگ كنيم . هركه را اجل رسيده باشد ، ديگرى صاحب ولايت شود . » صاحبقران از اين سخن به غايت خوشحال شده فرمود كه « من از خداى تعالى همين مىخواستم . » و بىتوقّف يراق جنگ پوشيده سوار شد و تمام امرا و نويينان درخواست كردند كه رفتن مناسب دولت نيست . و آن حضرت مطلقا ملتفت نشده سوار شد . و امير سيف الدين به دست اخلاص عنان آن حضرت گرفت و به همين زمان آشفته شده بر امير سيف الدين شمشير

--> ( 1 ) . ق : در حاشيه نسخه رقم 781 ثبت شده .